محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

67

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مظلوم ، هر آينه رشته شتر خلافت را بر كوهانش مىانداختم و پايانش را چون اولش فرض مىكردم و از خلافت كناره مىگرفتم . » « 1 » مقصود امام على عليه السّلام اين است كه اگر عهد و ميثاق خداوند بر گردن عالمان نبود و آنان را از سكوت در برابر تفاوت معيشتى فاحش ميان مردم و پرخورى بيمارىزاى برخى و گرسنگى كشنده ديگران باز نمىداشت ، به مبارزه و جهاد برنمىخاست . همو در خطبه‌اى ديگر مىگويد : « نگاهى به اطراف خود بينداز ، ببين جز فقيرى مىبينى كه از فقر مىنالد ، و يا ثروتمندى كه كفران نعمت مىكند ، و يا بخيلى كه براى زياد كردن مال خدادادى بخل مىورزد ، و يا نافرمان و سركشى را كه گويى گوش او از شنيدن سخن حق سنگين است . » « 2 » اكنون كه خداوند عهد و ميثاقى از مردان دين و دانش گرفته است تا براى رهايى ستمديدگان جهاد كنند و بر طاغيان و باغيان بشورند ؛ پس چرا ساكت نشسته و قيام نمىكنند ؟ آيا سكوت آنان به سبب بىاطلاعى از دين خدا و كتاب او است و يا اين كه ناشى از ترس و يا تأييدى بر ظالم است ؟ شايد هم از اين مىترسند كه نيروهاى شر بر آنان چيره شوند و در معرض تهمت و افترا قرار گيرند . آيا پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به جنگى ويرانگر عليه گمراهان دست نزد و آيا آنان با تهمت و تبليغات منفى به مقابله با او نپرداختند و او را ديوانه و كاهن و دروغگو و قدرت‌طلب نخواندند ؟ !

--> ( 1 ) . « و ما أخذ اللّه على العلماء أن لا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس أوّلها » نهج‌البلاغه : خطبه 3 . ( 2 ) . « اضرب بطرفك حيث شئت من النّاس ، فهل تبصر إلّا فقيرا يكابد فقرا ، أو غنيّا بدّل نعمة اللّه كفرا ، أو بخيلا اتّخذ البخل بحقّ اللّه وفرا ، أو متمرّدا كأنّ باذنه عن سمع المواعظ وقرا » نهج‌البلاغه : خطبه 129 .